تبليغاتX
شمع مرده جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی ]

بزرگ حافظ

 

حافظ چو آب حسن ز نظم تو می چکد....

حاسد....

                      چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟

                                           چگونه؟

                                        قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند....

                   قدسیان... گویی ...

                           قدسیان.... به یقین...

 

!! نوشته شده توسط امیر | 21:46 | 2008/10/11

مقام یقین

 

صدای ساز حاج قربان خاموش شد... او و سازش از هم جدا نبودند. مثل رستم و رخش. چه کسی دیگر می تواند آن ساز را به صدا در آورد؟ 


 

حاج قربان می گفت:
 "وقتی ساز می زنم همه چیز را از یاد می برم. در وضعیت معمولی نشستن برایم سخت است؛ نیم ساعتی که می نشینم، خسته می شوم. اما ساز که می زنم؛ تو بگو دوساعت؛ سه ساعت می زنم. دیگر حواسم به چیز دیگری نیست."
 
در جشنواره آوینیون؛ که حاجی قربان ستاره جشنواره شد و به او عنوان: گنجینه راستین ملی داده شد، وقت برنامه اش 40 دقیقه بود. او دو ساعت ساز زد...
 
حاج قربان انگار نشانه ای از خراسان بزرگ بود. چهره او؛ سلوک او؛ صفای او که مثل باران بهار بود. سادگی اش که مثل آب بود. داستان ها و حکایت هایی که با سازش می خواند...
 
می گفت من با سازم حرف می زنم. سازبه من می گوید؛ حالا بزن یا نزن. مثل پرنده است. نمی دانم او ساز من است یا من ساز او...وقتی ساز می زنم سیم هایش زنده می شود...کار عشق است.
 
  حاجی قربان اصلا شنیدن ساز تو نه تنها حرام نیست که به فتوای غزالی واجب است! صدای ساز تو انسان را به خدا نزدیک می کند. یاد خدا را در دلها بیدار می کند...

 

 

http://mohajerani.maktuob.net/archives/2008/01/21/995.php

!! نوشته شده توسط امیر | 20:58 | 2008/1/23

آیا دهخدا وابسته به بیگانه بود؟

 

 

جوابیه برای آقای م.ح. متخلص به ب.  بدون اهمیت به بعد زمان

dehkhoda

 

در 19 دی ماه سال 1332

خیابان ایرانشهر، خیابان فیشر آباد، تهران

 

      آقای محترم ! رادیو «صدای امریکا» در نظر دارد برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ایرانی، در بخش فارسی صدای امریکا از نیویورک پخش نماید؛ این اداره جنابعالی را نیز برای معرفی به شنوندگان ایرانی برای مصاحبه برگزیده است . در صورتی که موافقت فرمایید، ممکن است کتباً یا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرمایید تا برای مصاحبه با شما ترتیب لازم اتخاذ گردد.

ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نیز از جدید ترین آثار منظوم یا منثور شما پخش گردد.

بدیهی است صدای امریکا ترجیح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جدید باشد و قبلا در مطبوعات ایران درج نگردیده باشد . چنانچه خودتان نیز برای تهیه این برنامه جالب ، نظری داشته باشید ، از پیشنهاداد سرکار حُسن استقبال به عمل خواهد آمد.

                  با تقدیم احترامات فائقه

سی.ادوارد.ولز

رئیس اداره اطلاعات سفارت کبرای امریکا

پاسخ دهخدا:

جناب آقای سی.ادوارد .ولز

رئیس اداره اطلاعات سفارت کبرای امریکانامه مورخه ۱۹ دی ماه ۱۳۳۲ جنابعالی رسید و از اینکه این ناچیز را لایق شمرده اید که در بخش فارسی صدای امریکا از نیویورک شرح حال مرا انتشار بدهید متشکرم .

شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رایو های ایران و بعض از دول خارجه ، مکرر گفته اند . اگر به انگلیسی این کار می شد،تا حدّی مفید بود؛ برای این که ممالک متّحده امریکا ، عدّه ای از مردم ایران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود . و به عقیده من نتیجه ندارد.

و چون اجازه داده اید که نظریات خود را در این باره بگویم و اگر خوب بود، حُسن استقبال خواهید کرد، این است که زحمت می دهم : بهتر آن این است که اداره اطلاعات سفارت کبرای امریکا به زبان انگلیسی ، اشخاصی را که لایق می داند، معرفی کند و بهتر از آن این است که

 در صدای امریکا به زبان انگلیسی برای مردم ممالک متّحده شرح داده  شود که در آسیا مملکتی به اسم ایران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا ، در و صندوق های آنها  قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق ها طلا و جواهرات هم  هست ، و هر صبح مردم قریه ، از رن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هیچ وقت نشده است وقتی که به خانه بر می گردند، چیزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.

با یک شتردار ایرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نیست که در کدام قسمت مملکت است ، به بازار ایران می آید و در ازای «ینج دلار» دو بار زعفران یا ابریشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرایه را در مبداء و نصف دیگر آن را در مقصد دریافت می دارد ، و همیشه این نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد .

و نیز دو تاجر ایرانی ، صبح شفاهاً با یکدیگر معامله می کنند و در حدود چند میلیون ، و  عصر خریدار که هنوز نه پول داده است و نه مبیع آن را گرفته است ، چند صد هزار تومان ضرر می کند ، معهذا هیچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمّل می شود .

اینهاست که از این گوشه آسیا ، شما می توانید به ملّت خودتان اطلاعات بدهید ، تا آنها بدانند در اینجا به طوری که انگلیسی ها ایران را معرفی کرده اند ، یک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف دیگر به فارسی ، به عقیده من خوب است که در صدای امریکا ، طرز آزادی ممالک متحدّه را در جنگ های استقلال ، به ایرانیان بیاموزید و بگویید که چگونه توانسته اید از دست استعمار خلاص شوید ؟ تشویق کنید که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ایران ، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند .

در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقدیم می دارد .

                                                          امضا علی اکبر دهخدا

!! نوشته شده توسط امیر | 19:1 | 2008/1/1

کیهان کلهر کمانچه

Kayhan Kalhor

ازش خوشم میاد!

!! نوشته شده توسط امیر | 19:43 | 2007/10/23

ابوریحان

امروز بزرگ داشت جناب ابوریحان بیرونی است.

گفته اند که این دانشمند سترگ در نگاشته های خود بر خلاف تصور پیشینیان آورده است که ممکن نیست که در سوی دیگر زمین تمامن آب و اقیانوس باشد و باید خشکی وجود داشته باشد و اگر این چنین نباشد تعادل زمین به هم خواهد خورد.

بزرگ می داریم مقام او را.

این مطلب ساده شده ی نوشتاری است از سایت آفتاب

!! نوشته شده توسط امیر | 19:8 | 2007/9/4

RSS